دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
114
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
در آيهء ياد شده سه قرينه هست كه دلالت مىكند بر اينكه يكى از ملاكهاى يائسگى ، حيض نديدن و نااميدى از حيض است . اين سه قرينه در ذيل تبيين مىگردد : 1 . در اين آيه ، زنى كه حيض نمىبيند ( يأس پيدا كرده ) موضوع عده قرار گرفته و سپس حكمش در ادامهء آيه بيان شده و يأس را موضوع براى تعريف ( مانند 50 سالگى ) نگرفته است . اگر در مقام تعريف مىبود ؛ براى نمونه مىفرمود : « اليائسات هنّ اللاتى » و افزون بر اين ، پس از چنين جملهاى ، تعريف را بيان و براى نمونه مىفرمود : « خمسون سنة » كه هيچيك از اين دو كار انجام نشده است . از سوى ديگر ، يأس در اين آيه به معناى لغوى و عرفى ( نااميدى از حيض شدن دوباره ) به كار رفته ، نه معناى اصطلاحى ( زنان پنجاهساله ) و هيچ توضيحى دربارهء آن داده نشده و به معناى اصطلاحى اشارهاى نيز نشده است . از دو نكتهء ياد شده روشن مىشود كه يأس ، يك امر بديهى و شناخته شده براى مردم بوده ؛ زيرا يك واقعيت خارجى و پديدهء طبيعى است و نيازى به تعريف ندارد . نكتهء مهم : اين آيه در سال دهم هجرى نازل شده و همهء روايات يائسگى از امام صادق عليه السّلام است و در اين فاصله كه حدود 130 سال مىشود ، مسلمانان ، آيه را مىفهميدند و به آن عمل مىكردند ، حال چگونه مىتوان آن را ناشناخته پنداشت ؟ و نيز چگونه مىتوان پذيرفت كه مطلبى به صورت نامفهوم نازل شود و توضيحش 130 سال بعد ارائه گردد ؟ بنابراين ، بر پايهء اين قرينه ؛ يعنى به لحاظ اينكه آيهء يأس را با معناى لغوى ( نه اصطلاحى ) به كار برده و آن را يك موضوع روشن گرفته ، آشكار مىشود كه آيه ، طبيعى و تكوينى بودن يائسگى را ردّ ننموده و چيزى را نيز مميّز و شرط آن قرار نداده ، بلكه آن را به همان شكل واقعىاش پذيرفته است . و چون اين حالت ( يائسگى ) ، مستلزم نديدن حيض است ، نديدن حيض به عنوان اصل يائسگى و يا دستكم يكى از شرايط آن مورد تأييد آيهء كريم مىباشد . 2 . جملهء ( يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ ) صراحت دارد بر اينكه « يأس ، از حيض است » .